هفت ماهگی 21/06-21/07
ختنه شدنت مبارک عشششششششششششششق مامان و بابا
١٨/7/٩١ وای که چه روزی بود ، یه روز پر از استرس برای ما و پر درد برای عشق ما،ساعت نه و نیم صبح بیمارستان مرکز طبی کودکان ، مامان جون و بابا و مامان پشت در اتاق عمل منتظر ناز پسرشون بودن که قرار بود با بیهوشی ختنه بشه.........
گل پسرم خیلی در مورد اون روز دوست ندارم برات بنویسم چون خیلی اذیت شدم و دوست ندارم با خوندن این مطالب تو آینده دوباره برام یادآوری بشه،البته خدا رو شکر هم خانم دکترت کارش خوب بود و هم تو خیلی زود به شرایط ایده آل و عادی خودت برگشتی اما دوباره این بی تجربگی من فشار روحی روم آورد.خیلی استرس داشتم و تحمل دیدن گریه پسرم رو تو حالت نیمه بیهوشی و درد نداشتم.......
طاها آماده ی رفتن به اتاق عمل

ای بابا زود باشید دیگه آخه من خوابم میاد

خدا رو شکر دیگه راحت شدم و برگشتیم خونه مامان جونم

به به آب بازی چه مزه ای داره


عافیت حموم







زیارتت قبول کوچولوی مامان (حرم شاه عبدالعظیم)



هفت ماهگی 21/06-21/07
